العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )
24
شرح كشف المراد ( فارسى )
زنان كه از بابت غفلت و بىمعرفتى خدا را جسم تصور كرده و يا در آسمانها مىدانند ، حكم به طهارت ايشان مشكل است هرچند مستضعف باشند و مقصر نباشند . « 1 » پس از نقل اين مطلب به بيان دو دليل مطلب مىپردازيم : دليل اول : عقل هر عاقلى حكم مىكند به اين كه دفع عقاب محتمل واجب است . در توضيح مطلب مىگوييم : ما انسانها در جميع شئوون و امور دنيويمان با احتياط گام برمىداريم و در هر كارى مصالح و مفاسد را مىسنجيم و براساس آن برنامهريزى مىكنيم و تا اطمينان پيدا نكنيم اقدام نمىكنيم . مثلا در انتخاب رشته تحصيلى منافع خود و يا جامعه را مدنظر قرار مىدهيم ؛ در تجارت و دادوستد مصالح خود را مورد نظر قرار مىدهيم ؛ در ورود به يك حزب يا گروه سياسى و غيره دربارهء آن مطالعه مىكنيم ؛ در پذيرش آتشبس و يا صلح ، مصالح فرد يا ملت و مكتب را مدّ نظر قرار مىدهيم ؛ مىخواهيم نقطهاى را به عنوان قرارگاه انتخاب كنيم ، تا مطمئن نشويم كه اينجا از خطرات احتمالى مصون است آن را انتخاب نمىكنيم ؛ مىخواهيم به مسافرت برويم ، تا از تأمين جاده مطمئن نباشيم اقدام نمىكنيم ؛ و خلاصه در جميع كارهاى كوچك و بزرگ نسنجيده اقدام نكرده ، بلكه دربارهء آن مطالعه مىكنيم . از اينها گذشته امور دنيويه قابل قياس با مسائل اخروى و اعتقادات نيست ؛ چرا كه در اينجا مسألهء سرنوشت است و اينكه تا ابد انسان شادكام باشد و يا تا بىنهايت گرفتار و معذب باشد . در طول تاريخ پيامبرانى آمدهاند و با تمام وجود مردم را از قيامت و عذاب الهى ترسانيده و به نعمتهاى بهشتى وعده دادهاند و در راه اين آرمانهاى بلند تا پاى جان مقاومت كرده ، در اين راه جان دادهاند و انسانهاى فراوانى به آنها گرويدهاند و در مقابل مستكبران و گروههاى زيادى مخالفت كرده و به مرز جبههبندى رسيده و به مبارزات دامنهدارى دست زدهاند . آيا اين مقدار كافى نيست كه هر انسانى احتمال دهد كه شايد سخن انبيا حق بوده و اگر متابعت نكردم پس از مرگ نادم گردم ؟ آيا وجدان انسان بدون مطالعه و كنجكاوى مىتواند قرار يابد ؟ پس به
--> ( 1 ) . رسالهء منهج الرشاد ، ص 4 .